شادی؛تاجی که من در کودکی همواره بر سر داشتم...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 25 دی 1390-19:43

نویسنده :مترسک غم ها

فعلا خداحافظ

سلام دوستان.این وبلاگ تا مدتی به روز نمیشه.ولی حتما به من سر بزنید منم به وبلاگ همه سر میزنم.



تاریخ:یکشنبه 27 آذر 1390-23:30

نویسنده :مترسک غم ها

وصیت نامه منتشر نشده بزبز قندی !!!

 

دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم، هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند. اما خب با تحمل کردن این چند خط، جانتان که بالا نمی آید، ناسلامتی من دارم می میرم. پس خوب و با دقت گوش بدهید:


1. شنگول جان! تو برادر بزرگتر آن دوتای دیگر هستی، پس مراقبشان باش، مرسی. دفعه قبل که آقا گرگه وارد خانه شده بود و تو و منگول را قورت داده بود، من رسیدم و شکمش را پاره کردم و آزادتان کردم. اما از این به بعد من دیگر نیستم. اون قدیم مدیم ها قصه اینجوری بود که آقا گرگه اول صدایش را نازک می کرد و در می زد، شما پا نمی دادید.بعد دستهایش را آردی می کرد، شما پا نمی دادید.بعد سر و صورت و پاهایش را سفید می کرد، شما گول می خوردید و پا می دادید و در را باز می کردید. اما توی این دور و زمانه، عزیزم! گرگ ها اینقدر پر رو شده اند که نه تنها صدا نازک نمی کنند بلکه ادعای مامان شما بودن را هم ندارند و صاف و پوست کنده می گویند که: « لطفاً در را باز کنید؛ من گرگ هستم!» تا اینجایش که جای ترس ندارد. اما من از این می ترسم که شما هم آنقدر بزغاله باشید که حاضر شوید در و دروازه را راحت به روی گرگ باز کنید و نه تنها منتظر منت و التماس و در نهایت حمله آقا گرگه نشوید بلکه خودتان داوطلبانه open door شوید. و توی شکم گرگه افتخار کنید که ما اگر در را باز نمی کردیم، خانه را روی سرمان خراب می کرد!

2. منگول جان، آی بزغاله با توام! 75 درصد نگرانی من بابت تو است. بابت منگل بازی هایی که گهگاه از خودت استخراج می کنی و دیگران را هم با خودت به ته چاه می کشی. یادت نرود که هر گرگ و شغالی پشت در خانه هر بز و بزغاله ای، فقط به یک چیز می اندیشد که آن یک چیز نه اجاق گاز توست، نه النگو و گوشواه و بوق مرمری توست، نه پلی استیشن و انبار علوفه توست و نه چیز دیگری جز تو و آن گوشت خوش مزه ات! به همین خاطر تا وقتی پشت در هست، حاضر است هر شرط و تبصره و IF تو را سه سوت بپذیرد. ولی وقتی در باز شد و چراغ سبز نشان داده شد، هر راننده ای پایش را از روی ترمز بر می دارد و گاز می دهد و گاز می زند(!) یاس منگولا جونم!

3. حبه انگورکم، خوشگل و با نمکم. دختر کوچولو و دوست داشتنی ام. حبه جانم! من از تو فقط خاطره های خوش و قشنگ به یاد دارم.یادت هست اولین سالی که دانشگاه قبول شدی و رفتی، برایم نامه نوشتی: « بزی نشست رو ایوونش، نامه نوشت به مادرش ... .» من همانجا زیر لب گفتم ای ول حبه، دمت جزغال! همین روحیه ات را حفظ کن و بدان گرگها از شاخ تو همیشه می ترسند. امید مامان بزی تویی. مراقب برادرهای دست و پا چلفتی ات هم باش که گافهای جواتی ندهند و اگر روزی رسید که دیدی منگل بازی های منگول و آب شنگولی خوردن های شنگول دارد کار دستت می دهد، باز هم بپر پشت ساعت دیواری وپشت تیک و تاک ثانیه ها مخفی شو.

 



تاریخ:شنبه 5 آذر 1390-15:03

نویسنده :مترسک غم ها

موش

تاریخچه: هزاران هزار سال قبل، زمانی كه اولین انسانهای اولیه سروكله‌شان روی كره زمین پیدا شد، حیوانات با دیدن این موجودات دوپایی كه به خودشان برگ آویزان می‌كردند و روی در و دیوار غارهای محل سكونتشان نقاشی می‌كشیدند، حسابی تعجب كردند. البته این تعجب خیلی زود با كشته شدن اولین حیوان توسط انسان جای خود را به نگرانی داد و حیوانات كوچك و بزرگ كه فكر می‌كردند نسل این موجودات دوپای برگ‌آویز تا چند سال دیگر منقرض می‌شود ناگهان با این حقیقت تلخ مواجه شدند كه انسان شكار می‌كند، حتی وقتی كه گرسنه نباشد!
به تدریج و با رشد فكری انسان و ایجاد تحول در تمدن و ابداع انواع پوششهای غیربرگی، آدمها زیاد و زیادتر شدند و شهرها و روستاهایشان آن‌قدر گسترش پیدا كرد كه برخی حیوانات بیچاره ناگهان چشم باز كردند و دیدند لانه‌شان دقیقاً زیر پل یك بزرگراه پر رفت‌وآمد در یك ابرشهر است! از آن طرف انسانها كه در طول تاریخ حتی با همنوعان خودشان هم نتوانسته بودند به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز دست پیدا كنند، تصمیم گرفتند خودشان را از شر این حیوانات پرجان باقیمانده خلاص كنند و آنها را فقط در كارتونها و باغ‌وحشها ببینند!
نكته: این تاریخچه توسط یك موش خوش‌ذوق ساكن بلوار كشاورز تهران برای ما فرستاده شد كه چون نمی‌خواستیم دلش بشكند آن را چاپ كردیم وگرنه لزوم نابودی موشها كه عامل انتقال بیماریهای مختلفی هستند از واضح هم مبرهن‌تر است! در ادامه به برخی روشهای متداول برای مبارزه با موشها می‌پردازیم:‌
1ـ لنگه كفش و جارو
این وسایل مبارزه با موش تقریباً از اولین ابزارهای موش‌پُكانی بشر است. این ابزارها معمولاً توسط خانمهای خانه‌دار مورد استفاده قرار می‌گیرند و آنها پس از مشاهده موش یكی از این دو شیء را با چشم بسته به سمت این جونده موذی پرتاب می‌كنند كه اتفاقاً طبق آمارهای موجود، احتمال برخورد آن به موش بیشتر از وقتی است كه خانم خانه‌دار با چشم باز هدف‌گیری می‌كند!
2ـ تله
از ابداع تله موشهای امروزی دهها سال می‌گذرد اما در طول سالهای اخیر طراحی و ساخت این تله‌ها هیچ پیشرفتی نكرده و این موضوع نشان می‌دهد بشر نمی‌خواهد آی‌ ـ كیوی بیشتری صرف مبارزه با موش كند! (عده‌ای از تحلیلگران، محبوبیت برخی موشهای كارتونی مثل جری و میكی‌ماوس و شخصیتهای مجموعه مدرسه موشها را در عدم علاقه كارشناسان مربوطه به تكامل سیستمهای تله‌ موش، مؤثر می‌دانند!). سیستم این تله‌ها براساس اغفال موشهای خیابانی و تطمیع آنها به وسیله چكمه‌ها، نه ببخشید، طعمه‌های مورد علاقه‌شان است. این موشها كه به طمع افتاده و می‌خواهند پنیری را كه برای به دست آوردنش روزها دوندگی لازم است در عرض چند ثانیه بقاپند، در تله‌ گیر می‌افتند و خیلی زود به سزای تفكرات طمعكارانه‌شان می‌رسند (به امید روزی كه انسانهای طمعكار هم به همین سرعت به سزای كارهای بدشان برسند!).
یكی از نقاط ضعف این نوع تله‌ها عدم شناسایی موش با انگشت دست، پا، دماغ و سایر اعضای آدمهاست كه همین ضعف باعث می‌شود بیشتر وقتها عضوی از بدن آدمهای سربه‌هوا طعمه این تله‌ها شود و علاوه بر بدوبیراه موشها، بدوبیراه آدمها هم نصیب روح مخترع تله مورد نظر شود!‌
3ـ استفاده از طعمه‌های مسموم و خطرناك
اگر با موشهای زرنگی طرف باشید كه دم به تله نمی‌دهند و با حركات نرم بدن از ضربات لنگه‌كفش و جارو جاخالی می‌دهند (امان از این كلاسهای ایروبیك موشی!) تنها راه باقیمانده پخش مواد غذایی مسموم و خطرناك در محلهای رفت و آمد موشهاست تا با صرف یك وعده غذای مسموم راهی دیار

ادامه مطلب

تاریخ:پنجشنبه 12 آبان 1390-15:25

نویسنده :مترسک غم ها

عجایبی که در ایران می بینیم



تاریخ:پنجشنبه 5 آبان 1390-14:31

نویسنده :مترسک غم ها

فرهنگ لغت حیف نون

این فرهنگ لغت یکمی با بقیه فرق میکنه !

یعنی برداشتی که از کلمه میشه یه جورایی متفاوته

در ادامه با بعضی از این کلمات آشنا میشویم

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند

Saturday : روز جهانی ساطور

Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر

Category: این گربه کدوم گوریه؟

Morphine: باید بیشتر فین کنی

Keyboard: چه کسی برنده شد؟

MissCall: دختر نا بالغ را گویند

Freezer: حرف مفت

Already: گند زدی به همش رفت !

نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده

کته ماست : آن گربه مال ماست

مشروبات : روبات مشهد رفته

نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند

کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد

کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد

جاسبی : فقط باش

مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند

سوغاتی : بسیار عصبانی

عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر

پدافند : پس گفتی دافن؟

مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام

کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد

کامران : راننده کامیون

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند

روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند

پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد

Superman : مرد بقال !

کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌

پسمانده : پ نه پ رفته!

Diamond Ring : داییمون زنگ زد

مناجات : انواع و اقسام مونا

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

انبر : داروی برطرف کننده اسهال!

کلکته : بین گربه ها کل افتاده

خاموش : موش نپخته

شیاف : او خاموشه (She Off)

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید

دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربه‌ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند

جنسیتی : شهر ارواح

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش!

مکار : کسی که تخصص اپل دارد!



تاریخ:چهارشنبه 20 مهر 1390-23:06

نویسنده :مترسک غم ها

زنان در مترو

در زیر آثار بسیار زیبایی از تصویرسازیهای الهام عطایی آذر با عنوان "ورود آقایان ممنوع" را با هم می بینیم


ادامه مطلب

تاریخ:دوشنبه 11 مهر 1390-15:31

نویسنده :مترسک غم ها

توصیه هایی برای سادیسمی شدن

سر جلسه امتحان تقلب اشتباه برسونین به دوستتون !

به بچه همسایه بگید اگه یه خودکار رو قورت بده ، بزرگ شه مهندس میشه !

از کنه ای که نیشتون زده ، دیه بگیرین !

شونه های مگسائی رو که تازه نشستن روتون بمالین تا خستگیشون در بره !

وقتی قایق موتوری تون وسط دریا خاموش کرد ، پیاده بشین هل بدین !

بلالی که دونه هاش کج هست رو ببرین ارتودنسی !

به گل مصنوعی روی میزتون به زور آب بدین تا بخوره !

داداش کوچیکتون رو بذارین توی مایکروفر تا برنزه بشه !

گوشی موبایلتون رو با سنجاق قفلی به پاچه شلوارتون وصل کنین !

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه !

با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !

به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !

بارفیکس خونه ی دوستتون رو شل بکنین و ازش بخواین هنر های ژیمیناستیکشو بهتون نشون بده !

کرم ضد آفتاب را به کف پایتان بزنید !

روز تولد هسرتان گلاب را داخل شیشه عطر بریزید و به عنوان یک عطر خارجی گرانقیمت به او هدیه بدهید !

توی باک ماشینتان چایی بریزید تا خستگی اش در برود !

از مگسای دستشوئی عاجزانه خواهش کنین نوبت رو رعایت کنن !

توی کیک تولد همسرتان نارنجک دست ساز بگذارید !

وسط دعوا با دماغ بزنید تو مشت طرف مقابل !

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !


ادامه مطلب